|
Counseling ای سرآغازِ امید/ تو بدین خانه درآ/ من به دیدارِ تو می اندیشم/ و به آرامش بودن با تو !
| ||
|
در
روزگارهای قدیم جزیره ای دور افتاده بود که همه احساسات در آن
زندگی می کردند. در همین زمان او از ثروت با کشتی با شکوهش در حال گذشتن از آنجا بود کمک خواست. ثروت، مرا هم با خود می بری؟ ثروت جواب داد: نه نمی توانم، مفدار زیادی طلا و نقره در این قایق هست، من هیچ جایی برای تو ندارم. عشق تصمیم گرفت از غرور که با قایقی زیبا در حال رد شدن از جزیره بود کمک بخواهد. غرور لطفاً به من کمک کن. نمی توانم عشق. تو خیس شده ای و ممکن است قایقم را خراب کنی. پس عشق از غم که در همان نزدیکی بود درخواست کمک کرد. غم لطفاً مرا با خود ببر. آه عشق. آن قدر ناراحتم که دلم می خواهد تنها باشم. شادی هم از کنار عشق گذشت اما آنچنان غرق در خوشحالی بود که اصلاً متوجه عشق نشد. ناگهان صدایی شنید: بیا اینجا عشق. من تو را با خود می برم. صدای یک بزرگتر بود. عشق آن قدر خوشحال شد که حتی فراموش کرد اسم ناجی خود را بپرسد. هنگامیکه به خشکی رسیدند، ناجی به راه خود رفت. عشق که تازه متوجه شده بود که چقدر به ناجی خود مدیون است از دانش که او هم از عشق بزرگتر بود پرسید: چه کسی به من کمک کرد؟ دانش جواب داد: او زمان بود. زمان؟! اما چرا به من کمک کرد؟ دانش لبخندی زد و با دانایی جواب داد: چون تنها زمان بزرگی عشق را درک می کند. [ چهارشنبه یکم خرداد 1392 ] [ 23:49 ] [ انوشیروان فتاحی ]
کودکم به من خیلی وابسته است!!
اکثر کودکان هنگام جدایی یا دوری از مادر (مراقبت کننده اصلی) احساس ناراحتی و اضطراب می کنند. این ناراحتی و اضطراب در بین سنین 8 ماهگی تا 3 سالگی طبیعی است و اضطراب جدایی نامیده می شود که البته گذر از این مرحله با توجه به خلق و خوی کودک و مهارت های فرزند پروری والدین متفاوت می باشد. در این سنین بهتر است مراقبت کننده کودک، خود مادر باشد و فرزند خود را بیش از حد تنها نگذارد، اما از آنجایی که در خیلی از موارد این امر امکان پذیر نمی باشد، لذا بهتر است زمانی را که در کنار کودک خود هستید، وقتتان را به اندازه کافی به او اختصاص داده، با او بازی کرد و نیازهای او را بر آورده نمایید.
اگر نیمه های شب کودک از خواب بیدار شد و شروع به گریه کرد، به سراغ او رفته و قبل از اینکه چراغ را روشن کنید، او را در آغوش گرفته و آرام کنید. بعد از اینکه کودکتان آرام شد می توانید چراغ را روشن نمایید. این موضوع بسیار اهمیت دارد چرا که کودک در تاریکی آرامش را تجربه می کند و به مرور ترس او از تاریکی از بین می رود.
زمانی که می خواهم کودک خود را به مهد کودک یا مدرسه ببرم بی تابی می کند!!
هدیه ای برای کودکتان در نظر گرفته و به او یادآور شوید هنگامی که برگشتید تا او را به منزل ببرید هدیه را برایش می برید. به این ترتیب کودک مطمئن می شود که شما بازخواهید گشت.
منبع: ماهنامه کودک [ سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392 ] [ 2:15 ] [ انوشیروان فتاحی ]
مامان از من فاصله نگیر
اضطراب جدایی شایعترین اختلال اضطرابی در کودکان و نوجوانان زیر 18 سال میباشد. هسته اصلی و زمینهای این اختلال، اضطراب و نگرانی شدیدی است که کودک هنگام جدا شدن از اشخاص مهم زندگی خود تجربه میکند. این افراد کسانی هستند که کودک شدیدا به آنها دلبستگی دارد که بهطور عمده شامل مادر و پدر میگردد.
کودک نگران است که مبادا آسیبی متوجه والد و یا خود او گردد طوری که منجر به جدایی آنها از یکدیگر گردد. او نگران است که والد خود را از دست دهد. میترسد که حادثهای ناگوار و اتفاقی ناخواسته او را از والدش جدا کند، حادثهای مثل تصادف، قتل، گم کردن راه خانه، دزدیدن شدن و ...
حتی اگر والدین با هزاران ترفند او را در اتاق خودش بخوابانند، نیمهشب، آهسته به اتاق خواب والدین پناه میبرد و جالب اینجاست که حاضر است هر ذلت و خواری را به تن بخرد اما در اتاق آنها بماند. حتی فضایی نامناسب در اتاق والدین را به تختخواب شیک و جدید خود و تزئیناتی که مادر برای راضی کردن او در اتاق خودش تدارک دیده ترجیح میدهد.
هرچه سن کودک کوچک تر باشد علائم بیشتری را نشان میدهد. بچههای کوچک تر معمولا به والد خود میچسبند، گریه میکنند، التماس میکنند، چانه میزنند تا از مادر جدا نشوند. کودکان 8-5 ساله بیشتر نگران آن هستند که مبادا واقعه و حادثهای مصیبتزا برای والدینشان رخ دهد. بچههای 12-9 ساله هنگام جدا شدن از والد ناراحتی شدیدی را از خود نشان میدهند و نوجوانان بیشتر از علائم جسمی مثل درد، سردرد، حالت تهوع و استفراغ شاکی هستند و با این دلایل از رفتن به مدرسه امتناع میکنند.
هر چند که تمام کودکانی که از رفتن به مدرسه امتناع میکنند اضطراب جدایی ندارند و دلایل دیگری مثل: افسردگی، ترس از مدرسه، ترس از همکلاسیها، معلمان، قوانین و مقررات مدرسه و اختلال سلوک و ... میتوانند علل امتناع کودک از رفتن به مدرسه باشند ولی شایع ترین دلیل این مسئله اختلال اضطراب جدایی است.
افزایش فعالیت سیستم عصبی نورآدرژیک، علل ژنتیک، خانوادههای تک والدی، خانوادههایی با الگوی روابط بسیار نزدیک و بههم تنیده، الگوی دلبستگی ناایمن و غیرسالم در کودک، خصوصیات سرشتی کودک ( مانند کودکان خجالتی و درونگرا که پاسخ رفتاری آنها در موقعیتهای جدید و ناآشنا به صورت گوشهگیری و کنارهگیری میباشد)، محیط پر از استرس و مشکلات خانوادگی (مثل طلاق، جدایی، مرگ، نقل مکان و ...)
[ سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392 ] [ 2:12 ] [ انوشیروان فتاحی ]
1 در افسانه ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به دو انتهای چوبی می بست...چوب را روی شانه اش می گذاشت و برای خانه اش آب می برد. یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترک های کوچکی داشت. هربار که مرد مسیر خانه اش را می پیمود نصف آب کوزه می ریخت.
دخترى با روح بزرگ همسرم «نواز» با صداى بلند گفت: تا کى مىخواى سرتو، توى اون روزنامه فرو کنى؟ مىشه بیاى و به دختر جُونت بگى غذاشو بخوره؟ روزنامه را به کنارى انداختم و به سوى آنها رفتم. تنها دخترم «آوا»، به نظر وحشتزده مىآمد. اشک در چشمهایش جمع شده بود. ظرفى پر از شیربرنج در مقابلش قرار داشت. آوا، دخترى زیبا و براى سن خود بسیار باهوش بود. گلویم را صاف کردم و ظرف را برداشتم و گفتم: عزیزم، چرا چند تا قاشق گُنده نمىخورى؟ فقط بهخاطر بابا عزیزم. آوا کمى نرمش نشان داد و با پشت دست، اشکهایش را پاک کرد و گفت: باشه بابا، مىخورم. نه فقط چند قاشق، هَمشو مىخورم؛ ولى شما باید... آوا کمى مکث کرد و گفت: بابا، اگه من تموم این شیربرنجرو بخورم، هر چى خواستم بهم مىدى؟ دست کوچک دخترم را که به طرف من دراز شده بود، گرفتم و گفتم: قول مىدم. بعد باهاش دست دادم و تعهد کردم. ناگهان مضطرب شدم! گفتم: آوا، عزیزم، نباید براى خریدن کامپیوتر یا یک چیز گرونقیمت اصرار کنى. بابا از اینجور پولها نداره. باشه عزیزم؟ ــ نه بابا، من هیچچیز گرونقیمتى نمىخوام. و با حالتى دردناک، تمام شیربرنج را خورد. در سکوت از دست مادرم و همسرم عصبانى بودم که بچه را وادار به خوردن چیزى که دوست نداشت، کرده بودند. وقتى غذایش تمام شد، آوا نزد من آمد. انتظار در چشمانش موج مىزد. همه ما به او توجه کرده بودیم. آوا گفت: من مىخوام سرمو تیغ بندازم! همین یکشنبه!! تقاضاى او همین بود. همسرم جیغ بلند زد و گفت: وحشتناکه! غیرممکنه! نه، نه؛ و مادرم هم با صداى بلند گفت: فرهنگ ما با این برنامههاى تلویزیونى داره کاملا نابود مىشه. گفتم: آوا، عزیزم، چرا یه چیز دیگه نمىخواى؟! ما از دیدن سر تیغ خورده تو غمگین مىشیم. خواهش مىکنم عزیزم. چرا سعى نمىکنى احساس مارو بفهمى؟! سعى کردم از او خواهش کنم. آوا گفت: بابا، دیدى که خوردن اون شیربرنج چقدر برام سخت بود. آوا اشک مىریخت و دوباره ادامه داد: شما به من قول دادى تا هر چى مىخوام بهم بدى. حالا مىخواى بزنى زیر قولت. حالا نوبت من بود تا خودم را نشان بدهم. گفتم: قبول! مَرده و قولش. مادرم و همسرم با هم فریاد زدن که مگر دیوانه شدى؟؟؟!! ــنه! اگر به قولى که مىدیم عمل نکنیم، اون هیچوقت یاد نمىگیره به حرف خودش احترام بذاره. آوا، آرزوى تو برآورده مىشه. ... آوا با سر تراشیده شده، صورتى گرد و چشمهاى درشت، زیبایى بیشترى پیدا کرده بود. صبح روز دوشنبه، آوا را به مدرسه بردم. دیدن دختر من با موى تراشیده در میان بقیه شاگردها، تماشایى بود. آوا، به سوى من برگشت و برایم دست تکان داد. من هم دستى تکان دادم و لبخند زدم. در همین لحظه، پسرى از یک اتومبیل پیاده شد و با صداى بلند آوا را صدا کرد و گفت: آوا، صبر کن تا من بیام. چیزى که باعث حیرت من شد، دیدن سر بدون موى آن پسر بود. با خودم فکر کردم، پس موضوع اینه! خانمى که از آن اتومبیل بیرون آمده بود، با دیدن من جلو آمد و بدون آنکه خودش را معرفى کند، گفت: دختر شما، آوا، واقعآ فوقالعاده است. و در ادامه گفت: پسرى که داره با دختر شما مىره، پسر منه. اون سرطان خون داره. زن مکث کرد تا صداى هِقهِق خودش را خفه کند. در تمام ماه گذشته، «هریش» نتونست به مدرسه بیاد. بر اثر عوارض شیمىدرمانى، اون تمام موهاشو از دست داده. هریش نمىخواست به مدرسه برگرده؛ آخه مىترسید که همکلاسىهاش بدون اینکه قصدى داشته باشن، مسخرهش کنن. آوا هفته پیش اونرو دید و بهش قول داد که ترتیب مسئله اذیت کردن بچههارو بده، اما حتى فکرشو هم نمىکردم که اون موهاى زیباشو فداى پسر من کنه. آقا، شما و همسرتون از بندههاى محبوب خداوند هستین که دخترى با چنین روح بزرگى دارین. سرجام خشک شده بودم... شروع کردم به گریه کردن... فرشته کوچولوى من، تو به من درس عشق و از خودگذشتگى دادى. نتیجه : خوشبختترین مردم در روى این کره خاکى کسانى نیستند که آنجور که مىخواهند زندگى مىکنند، آنها کسانى هستند که خواستههاى خودشان را به خاطر کسانى که دوستشان دارند تغییر مىدهند. به این موضوع خوب فکر کنید. انصافآ کار سختیه، اما شیرین 3 هیچ کس زنده نیست... همه مُردند دوستی می گفت: خیلی سال پیش که دانشجو بودم، بعضی از اساتید عادت به حضور و غیاب داشتند. تعدادی هم برای محکم کاری دو بار این کار را انجام می دادند، ابتدا و انتهای کلاس، که مجبور باشی تمام ساعت را سر کلاس بنشینی. هم رشته ای داشتم که شیفته یکی از دختران هم دوره اش بود. هر وقت این خانم سر کلاس حاضر بود، حتی اگر نصف کلاس غایب بودند، جناب مجنون می گفت: استاد همه حاضرند! و بالعکس، اگر تنها غایب کلاس این خانم بود و بس، می گفت: استاد امروز همه غایبند، هیچ کس نیامده! در اواخر دوران تحصیل، باهم ازدواج کردند و دورادور می شنیدم که بسیار خوب و خوش هستند. امروز خبردار شدم که آگهی ترحیم بانو را با این مضمون چاپ کرد است:
هیـــچ کس زنده نیست... همــه مُردند 4 " گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید "
پیری برای جمعی سخن میراند. 5 داستان کوتاه نشان لياقت عشق فرمانروايي که مي کوشيد تا مرزهاي جنوبي کشورش را گسترش دهد، با مقاومتهاي سرداري محلي مواجه شد و مزاحمتهاي سردار به حدي رسيد که خشم فرمانروا را برانگيخت و بنابراين او تعداد زيادي سرباز را مامور دستگيري سردار کرد. عاقبت سردار و همسرش به اسارت نيروهاي فرمانروا درآمدند و براي محاکمه و مجازات با پايتخت فرستاده شدند. [ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392 ] [ 23:12 ] [ انوشیروان فتاحی ]
داستان کوتاه امتحان عشق ” جان بلانکارد ” از روی نیمکت
برخاست [ جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 0:12 ] [ انوشیروان فتاحی ]
هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان پزشک پرسیدند : شما چطور میفهمید که یک بیمار روانى ، به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه ؟! روان پزشک گفت: ما این وان حمام را پر از آب میکنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار میگذاریم و از او میخواهیم که وان را خالى کند ... بازدید کننده گفت: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگـتر است روان پزشک گفت: نه! آدم عادى ، این درپوش زیرآب وان را بر میدارد. .. شما میخواهید تختـتان کنار پنجره باشد؟!!
حالا اگر هم نخندیدید ، همین که تبسمی بر لبانتان آمد کافی است !!! [ شنبه هفتم اردیبهشت 1392 ] [ 23:18 ] [ انوشیروان فتاحی ]
10 فایده مهم دویدن برای سلامتی دویدن ورزش ساده
است که نیاز به امکانات زیادی ندارد، انجام آن تنها نیاز به اراده و پشتکار دارد.
انجام مداوم این ورزش فواید بسیاری برای سلامتی به همراه دارد. 2- ساختن ماهیچه و
استخوان 3- تاثیرات قلبی
عروقی و خونی
6- کند شدن روند
پیری 8- بالا رفتن ایمنی
بدن 9- بالا رفتن هماهنگی
بدن 10- خواب
بهتر [ جمعه ششم اردیبهشت 1392 ] [ 22:40 ] [ انوشیروان فتاحی ]
(توصیه هایی زیبا
و کاربردی برای زوج های جوان)
[ پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392 ] [ 21:57 ] [ انوشیروان فتاحی ]
امتحان ترم دوم یا پایانی دانش آموزان دوره های تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و متوسطه تا مدتی دیگر آغاز خواهدشد . امیدوارم با برنامه ریزی دقیق و منظم وبکارگیری اصول علمی مطالعه شاهدموفقیت همگی انها باشیم برای موفقیت در امتحانات راه ها و روش های مختلفی وجود دارد که بکارگیری اصول درست در مطالعه مطالب درسی از جمله عوامل موفقیت در امتحانات است. به گزارش ایرنا،هنوز بسیاری از دانش آموزان شیوه صحیح مطالعه را نمی دانند و این مساله باعث شده که با وجود صرف وقت زیاد در یادگیری مطالب، نتوانند آن را در روز امتحان بیان و یا روی کاغذ بیاورند. کارشناسان شیوه های مختلفی برای موفقیت در امتحانات به دانش آموزان گوشزد می کنند برای مثال می گویند در جایی مطالعه کنید که قادر به تمرکز باشید یا برای امکان تکرار مطالب فراگرفته برگه های خلاصه نویسی تهیه کنید و زیر مطالب مهم نیز خط بکشید. دانش آموزان برای موفقیت در امتحانات نباید خود را با دیگران مقایسه کنند زیرا هر فردی با داشتن امکانات مختلف، استعدادهای متفاوتی نیز دارد. نکات مهمی که هنگام مطالعه باید به آنها توجه کنید: دما: ساعت: لباس: هنگام مطالعه لباس راحت بپوشید. لباسی که نه زیادی زبر باشد و نه زیادی نرم، نه بسیار گشاد و نه بسیار تنگ. وضعیت بدن: کمر: پا: صندلی: خودکار، کتاب و وسایل مورد نیاز: تنفس: چشم: سر: گوش: برگه های کاغذ: با توجه به این شرایط و گفته ها می توان گفت که: نحوه درس خواندن قبل از امتحان ۱-خواندن همراه با نوشتن [ پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392 ] [ 0:19 ] [ انوشیروان فتاحی ]
عذرخواهی همیشه بدان معنا نیست که تو اشتباه کردهای و حق با آن دیگری است. چندی پیش رسانه ها به نقل از دبیرکمیته سلامت شورای شهر تهران اعلام کردند که ایران رتبه چهارم طلاق در جهان را به خود اختصاص داده است.طبق آخرین آمار طلاق ایران،این کشور رتبه چهارم را در دنیا داردکه رشد طلاق در آن 8درصد ورشد ازدواج در آن 5/5 درصد بوده است.این موضوع زنگ خطری برای خانواده ها خوانده شده است. مسأله طلاق یکی از مسایل مهم وجدی است که تأثیرات زیادی را بر روی همسران ودرصورتی که خانواده ها دارای فرزند باشند،تأثیرات منفی وبسیار جدی روی فرزندان می گذارد.این در حالی است که اگربررسی دقیقی صورت گیرد این نکته مشخص خواهدشدکه بسیاری از افرادی که امروزمدعی طلاق وجدایی از همسرخودهستند،خودروزی جزو فرزندان طلاق شمرده می شدند که این امر به واقع یکی از آثار مخرب و مزمن پدیده طلاق می تواند باشد. طلاق علل متعددی دارد وکمتر می توان برای آن علل محدودومشخصی را در نظر گرفت.طلاق از آن دسته پدیده های اجتماعی است که دارای علل متعدد ودر اکثرمواقع پیچیده است اما یکی ازمعماهایی که امروزه برای متخصصان در برخورد با زندگی افراد گوناگون مطرح می شود،این است که بسیاری از زوج ها با وجود نارضایتی به زندگی در کنارهم ادامه می دهند ودر مقابل عده ای دیگر با وجود رضایت کامل به ناگاه ازیکدیگر جدا می شوند. برخی افرادی که درموردپدیده های مختلف اظهارنظر می کنند،نگاه جامع و مانعی ندارند.در مورد برخی علل اقتصادی یا آگاهی افراد،زیاده گویی ودرمورد برخی دیگرازعلل بسیارکم سخن می گویند.این درحالی است که بایدبرخی از پدیده ها مثل طلاق را بروز و ظهور آنها را با موشکافی ودقت زیادی بررسی کرد. علل فراوانی را برای طلاق متصورهستند اما شاید این چهارعلت مهم ترين باشند: هرچند ازبعضي ازعوامل كه خاص يك يا چند منطقه خاص خست نمي توان گذشت 1-سنخیت های پیش از ازدواج 2- عوامل فردی وشخصیتی 3- عوامل مهارتی 4- عوامل اجتماعی اگر بصورت جزیی به این عوامل بنگریم بطور قطع نمی توان در چنین متن کوتاهی به آن پرداخت به همین خاطر به بعضی از عوامل کلی آن می پردازیم : سنخیت های پیش از ازدواج بایدازجانب زوجین رعایت شود ازجمله این سنخیت ها می توان به : الف: مسأله سن ب: تجانس فرهنگی ج: هوش د: سطح اجتماعی واقتصادی فردی که قصدازدواج دارد بایدشخصیتی سالم وعاری از اختلالات شخصیتی باشد به طور مثال منزوی،بدبین شکاک و...نباشد. در مورد نگرش اقراد هم باید گفت که نگرش افراد امروزه نسبت به طلاق با مردم گذشته و دهه های قبل بسیار متفاوت است،به گونه ای که درگذشته نگاه مردم وبالاخص جوانان وخانواده ها به پدیده طلاق یک نگاه منفی بود.در حالی که متأسفانه الان این چنین نیست،و خانواده ها و حتی جامعه نیز طلاق را راحت می پذیرد. مشکلات اقتصادی نیز از عوامل تأثیرگذار است،همه دیده ایم یا حداقل می دانیم که در گذشته هم جوانان دارای مشکلات اقتصادی بودند اما ازآنجایی که سایر عوامل در مسأله ازدواج به خوبی رعایت می شد،مشکلات اقتصادی قدرت تخریب روابط را پیدا نمی کرد وحتی باعث افزایش صمیمیت ودلسوزی وتلاش بیشترزوجین می شد.ازاین نکته هم نبایدغافل بود که اگر زندگی بین دو نفردارای مشکلات پنهان ونامحسوس متعددی باشددرصورت بروز مشکلات اقتصادی ازاین مشکلات پنهان پرده برداشته خواهد شد. استقلال اقتصادی وافزایش آگاهی خانم ها،یکی دیگراز مسایل موثر در طلاق است.اگرخانمی به استقلال اقتصادی رسیده باشد،به هنگام بروز مشکل درزندگی راحت تر به مسأله طلاق فکر می کند وونسبت به انجام آن مبادرت می ورزد.این مسأله صرفا مختص جامعه ما نیست به گونه ای که بسیاری از متخصان درغرب هم یکی از علل ایجاد وبروز طلاق در جوامع خود را افزایش میزان خودکفایی واستقلال اقتصادی خانه ها درجوامع خود می دانند. افزایش آگاهی اجتماعی دربین خانم ها باعث افزایش انتظارات در این قشر ازجامعه شده است. به گونه ای که بطور مثال انتظار مرد از همسرش مدیریت مسایل داخل خانه وانتظار زن از همسرش تأمین زندگی و مقدمات آن بود که این انتظارات محدود و مشخص بود اما امروزه انتظارات زوجین از هم یک انتظار گسترده و نا محدود است.مثلا انتظار داریم که همسرمان بهترین دوست و رفیق ما هم باشد وما بتوانیم بسیاری از مسایل را با مطرح کنیم وازین کار ترس و ابایی نداشته باشیم. نکته ای که در آمار طلاق به آن اشاره می شود، این است که بیشتر تقاضاهای طلاق از سوی زنان ارائه میشود. تحقیقات دانشگاهی میگویند ۹۰ درصد تقاضاهای طلاق از سوی زنان است . مهرداد درویشپور (جامعه شناس واستاد دانشگاه مقیم سوئد )معتقد است بین جداییها و خودآگاهی جنسیتی زنان رابطهای مستقیم وجود دارد. به گفته این جامعهشناس در همه جای دنیا بررسیها نشان میدهند که با بهبود موقعیت زنان و یا افزایش خودآگاهیشان، میزان جداییها بیشتر میشود. مسأله بعدی بحث صبر و تحمل انسان است. ازدواج کنار آمدن دو نفر باهم است که آنها تفاوت ها و سلایق گوناگون با یکدیگر دارند واز نظر ویژگیهای روانی-شخصیتی بین این دونفر اختلاف وجود دارد اما مشکل از آنجایی بروز می کند که افراد در خود صبروتحمل را ایجادنکنند.زیرا در هربرخورد کوچک با مشکلات زندگی به جای حل منطقی ومبارزه با آن مشکلات هیجانی عمل می کنند ودراین میان تفاوت های فردی مزید بر علت شده وباعث بروز مشکلات عظیم وجبران ناپذیر در روابط بین آنها خواهد شد. در كنار اين عوامل به رشدروز افزون تكنولوژي و گاهي استفاده نا مناسب ازآن، ويا متأسفانه نداشتن فرهنگ استفاده از آن(مثلا ماهواره) مثل همان كلاغي مي شويم كه راه رفتن خودمان را هم فراموش كرده ايم. ریچارد آوردی نویسنده کتاب «زمینه اجتماعی ازدواج»چنین می نویسد: با کاربرد شیوه های گوناگون در شناخت روابط خانوادگی ملاحظه می شود که در حال حاضر حدود 20 تا 25 درصد ازدواج هایی که برای اولین بار منعقد می شود به طلاق، ترک یا انحلال خانواده منتهی می شوند ( ساروخانی، 1376: 19-18) نگاهی به وضعیت طلاق در ایران نشان می دهد که نرخ رشد طلاق طی سالهای اخیر سیر صعودی داشته است: چنان که بر اساس آمارهای منتشره از سوی سازمانهای مربوطه (مرکز آمار ایران)،در ایران در سال 1375، 38 هزار و 817 نفر از یکدیگر جدا شده اند(5/1 در هزار) این در حالی است که در سال 1380 از جمعیت متاهل کشور 60 هزار و 559 نفر طلاق گرفته اند(3/2 در هزار). و این رقم در سال 1385 به 98756 فقره افزایش یافته است(1/3 در هزار) به عبارت دیگر، طی سالهای 1375، 1380 و 1385 روزانه به ترتیب به طور میانگین تعداد 106، 165، و 270 فقره طلاق در کشور به ثبت رسیده است. با افزایش رو به رشد طلاق در سالهای 85 به بعد، عمق فاجعه با چنین آماری بیشتر نمایان می شود،طبق گفته دکترسید ضیاء هاشمی جامعه شناس و مدیر موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران در سال 1372 از هر 100 ازدواج یکی به طلاق منجر می شد، این میزان در سال 85 به 12 طلاق و در سال 90 به 16 طلاق در 100 ازدواج رسیده است؛ یعنی 33/16 درصد و نکته قابل توجه اینکه در استان تهران و البرز 33 درصد است، یعنی از هر سه ازدواج یکی به طلاق منجر می شود. به گفته هاشمی این آمار، تنها به طلاق های رسمی اختصاص دارد، اما با مفهومی به نام طلاق عاطفی نیز مواجه هستیم که جایی ثبت نمی شود و 40 درصد زوجین با آن دست و پنجه نرم می کنند. حال به درصد سني طلاق نگاه كنيد: نزديك به نيمي از جداييها، بين زنان و مردان كمتر از 29 سال اتفاق افتاده است در اين ميان مدت ازدواج و يا عمرازدواج هم از خبرهاي خوبي حكايت نميكنند نزديك به 5/14درصد طلاقها در همان سال اول ازدواج، نزديك به 13 درصد طلاقها در سال دوم و نزديك به 10 درصد طلاقها هم در سومين سال ازدواج اتفاق افتاده و در مجموع عمر ازدواج نزديك به 40 درصد از آنها كه كارشان به جدايي كشيده، كمتر از 3 سال بوده است. بحث طلاق پیش بیاید واز شهرمان نگیم، کم لطفی کرده ایم.چه بخواهیم چه نخواهیم ما داریم در بین شهرهایی که بیشترین آمار طلاق را دارند سری بین سرها در میاریم ... با یه نگاه ساده به آمار ثبت شده ازدواج وطلاق درشهرمان بيش از پيش زنگ خطر را احساس مي كنيم: در سال 91 در شهر پاوه : 600 ازدواج ثبت شده و از 241 پرونده ارجاعی برای طلاق 170 پرونده منجر به طلاق و41 مورد آن به هردلیلی(ذکاوت قاضی،پا درمیانی بزرگان، مشاوره و...) از گرفتن طلاق صرفنظر کرده اند. حالا اگر درصدی حساب کنیم،می بینیم که: 30 درصد ازدواج ها به طلاق می انجامند و 20 درصد پرونده به صلاحت می انجامد یعنی از 5 مورد 1 مورد !!!! به اين آمار بايد آمار طلاق هاي ثبت نشده، راهم افزود. وبدتر از همه آمار طلاق هاي عاطفي كه طبق تحقيقات هميشه بيشتر از ثبت شده هاست،و البته هيچگاه بايد وشايد به آن نپرداخته اند را باید اضافه کرد،با این علم که اكثر مشكلات ازاين حالت روي مي دهند. وباز متأسفانه به اين آمار طلاق بايد آمار خودکشی هایی(خودسوزی) که مشکلات خانوادگی باعث آنها می شوند را باید افزود. یادمان باشد که نباید از عامل مهم فرهنگی هم غافل بود . متأسفانه با وجود در آوردن ادای مدرنیته ایی بودن هنوز خیلی از تصمیم های مهم زندگی ما دست خوش فرهنگمان می باشد. بحث سر خوب یا زشت بودن،درست یا غلط بودن یا حتی دوری جستن از اصول گذشته مان نیست، ما کم کم داریم وارد گردابی می شویم که رهایی از آن به این سادگیها نیست و به کار کارشناسی کامل و مداوم و عزم همگانی دارد. همانطور که گفته شد ، مسأله طلاق در همه جای دنیا و حتی کشورمان متأسفانه رو به رشد است و خاص منطقه ما نیست، اما دغدغه ما بیشتر از آنجاست که به جای پایین بودن این آمار در شهرمان( بنا به دلایل فراوانی که مارا از خیلی جاها متمایز میکند) نشان از بالا بودن آن از خیلی از جاهای کشورمان دارد.امروزه در بیشتر کشورهای دنیا (کشورهای متمدن) وحتی خیلی از مناطق ایران خودمان ما شاهد"مشاوره ازدواج زوجین" قبل از ازدواج هستیم، اما آیا در شهر ما همچنین اتفاقی می افتد؟ آیا زوجین قبل از ازدواج آشنایی مختصری از هم دارند؟ یاپیدا خواهند کرد؟ چند درصد از مردم ما به مشاوره و روانشناسی اعتقاد دارند؟ آیا و آیا های دیگر باعث شده اند که آمار طلاق در بیشتر ایران و البته مناطق کرد نشین وصدالبته شهرپاوه به طور چشمگیری افزایش پیدا کند.هدف از نوشتن این مقاله بیشتر بغرنج نشان دادن این مسأله ویا غیر قابل حل بودن آن نیست، یا حتی نشان دادن یک یا چند راهکار از جمله: راغب کردن زوجین به مشاوره قبل از ازدواج نیست. دغدغه اصلی هوشیاری مردم و مسولین در این مورد است که اگر همه ما دست به دست هم ندهیم شاهد آمار بیشترطلاق ودر کنار آن پیامدهای ناشی از آن و تباهی خانواده ها خواهیم بود. امید است با پیروی از دستورات دینی ودر کنار آن استفاده صحیح از علم و آگاهی و تجربه بزرگانمان دیگر شاهد چنین آمار تکان دهنده ای نباشیم. [ سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392 ] [ 0:12 ] [ انوشیروان فتاحی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||